نویسنده "صداها":
چه کسی از اکران موفق "صداها" می‌ترسد
سعید عقیقی نویسنده فیلمنامه فیلم سینمایی "صداها" در نامه‌ای از وضعیت اکران فیلم‌های فرهنگی انتقاد کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، در این نامه آمده است: این را نمی‌نویسم که چیزی را تغییر دهم؛ چون دریافته‌ام که خوش بوترین گل نیز تعفن مرداب صدسال مانده را تغییر نخواهد داد. این را می‌نویسم که درتاریخ بماند؛ که کسی در آینده بداند که جز مشتی چاپلوس و لوده و مزدور و مزور و شارلاتان و هفت رنگ و ریاکار؛که چارچنگولی بر روح و ذهن و باور هنر دوستان چسبیده بودند و رهاشان نمی کردند، کسان دیگری نیز در این سال و زمانه بر این خاک می‌زیسته‌اند.

عقیقی نوشته: آن که از پس کاروان می‌آید با خود نگوید که اینان همگی مشتی دون پایه و فرومایه بودند و به ماندن نمی ارزیدند. شاید کسانی باشند که این راه رابگیرند و بیایند و امیدوارباشند که عرصه به تمامی از آن دونان و فاسدان نبوده و نخواهد بود، و صحنه یکسر ازمردمی ومردمان خالی نمانده است و نمی‌‌ماند.

در بخش دیگری از این نامه آمده: اکنون در دور کامل لجن، سینما از آن چه باید باشد و می‌تواند باشد فرسنگ‌ها فاصله گرفته است.دروغ، تبعیض،حق کشی و پلیدی به صورت امری رایج و طبیعی درآمده وگویی جزاین چیزی نباید باشد.حق این است که وقتی از کنار تابلوهای تبلیغاتی یا سر درسینماها می‌گذریم از دیدن این تصاویر عنیف و حماقت مستولی بر ذهن و زبان سازندگان شان سرمان را از خجالت پایین بیندازیم و بگذریم و دل مان را به فروش بلیت‌ها خوش کنیم و خود را فریب بدهیم که "چرخ سینما باید بچرخد" و سینمای "پر مخاطب"ی داریم.

این منتقد سینما آورده: این توهین آمیزترین جمله‌ای است که می‌توان نثار دوستداران سینما کرد. مگر فروشندگان این کالاهای کریه که ظاهر و باطن خفت بارشان راه را بر هرگونه تفکر بسته است، خدمت گذار چیزی جز جیب گشاد خود بوده‌اند؟ آیا با این همه سرمایه و مشتری که از آن دم می زنند، ذره ای بر کیفیت مهملات شان افزوده اند؟ یا بدتر،سوراخ دعا را یافته اند و اراجیف رقت انگیزشان از فیلمفارسی‌های دهه 1330 هم عقب افتاده تر و حماقت بارتر به نظر می‌آید؟ این همان دروغ بزرگی نیست که برای سرکیسه کردن بینندگان‌مان به خوردشان می‌دهیم؟ چه کسی گفته است که سطح سلیقه مخاطبان را باید مشتی جاهل تازه به دوران رسیده معین کنند؟

عقیقی در بخش دیگری از این نامه نوشته: از کی تا به حال بی فرهنگ‌ها در زمینه سینمای فرهنگی صاحب نظر شده‌اند؟ آیا اصلا تقسیم بندی سینما توسط چنین افرادی، خود به خود به معنای تحقیر مفهوم "فرهنگ" نیست؟ محافل سینمایی که فقط در زمینه دریافت بودجه برای برگزاری جشن‌ها پیداشان می شود، امروز کجاهستند؟

در بخشی از این نامه آمده: بگذارید کمی از برگ های تاریخ اندوهبار سینمای مستقل این ولایت را ورق بزنیم تا بدانیم که در این سال‌ها پیش نیامده و فقط فرو رفته ایم: چهل و چند سال پیش، صاحب سینمایی که مجبور شده بود سیاوش در تخت جمشید فریدون رهنما را اکران کند، خودش جلوی در سینما ایستاده بود و به همان چند علاقمندی که می‌خواستند بلیت بخرند و وارد سینما شوند، پیشنهاد می‌داد که وقت‌شان را بیهوده تلف نکنند ،چون"فیلمش خوب نیست!"با این شیوه، فیلم زودتر از کف فروش پایین می‌آمد و مدیر عزیز دوباره می‌توانست شمسی پهلوون و چهار تا شیطون را برای بار چندم روانه پرده کند.

وی نوشته: البته با احتساب زمان، پرت ترین فیلمفارسی‌های پنجاه سال پیش به مراتب بر کپی‌های خجالت آورامروزین شان برتری دارند، اما تقریبا سرنوشت تمامی فیلم‌های مستقل و متفاوت در تاریخ سینمای ایران چیزی جز این نبوده است. آنها تاوان تن ندادن به ابتذال را تمام و کمال پرداخته‌اند و اکنون نوبت به ما رسیده است. شش سال از اکران واپسین فیلمنامه ساخته شده‌ام می‌گذرد: شب‌های روشن، که با مظلومیت تمام، در سکوت کامل و فقط در سه سینما به نمایش درآمد، امروز دلبستگان بسیاری دارد که به خاطر دیدن لودگی و فرومایگی به سینما نمی‌آمدند و نمی‌آیند.

در بخشی از این نامه آمده: آنها امروز با سینما قهرند چون فیلمی نمی‌یابند که به شعورشان احترام بگذارد...و امروز نوبت به صداها رسیده است. به راستی چه کسی از اکران موفق چنین فیلم کوچک و جمع و جوری ممکن است به خود بلرزد و با تمامی امکانات مانع ارتباط مخاطبان با فیلم شود؟ چرا روزی یک سانس و آن هم تمامی سانس‌های مرده چند سینما طوری برنامه ریزی شود که حتی دوستداران صداها هم نتوانند فیلم محبوب‌شان را ببیند؟ مشکل اصلی این نیست که چنین فیلم‌هایی امکان مقایسه میان اندیشه و جهل را به وجود می آورند؟ و نکته در این نیست که همین فیلم‌های کوچک مشت دروغگوهای بزرگ را به سادگی باز می کنند؟ فیلم‌هایی که هزینه شان چند برابرصداهاست و دستاوردشان چیزی جز شرمساری و تمسخر نیست؟

فیلمنامه نویس "هفت پرده" نوشته: صمیمانه امیدوارم هرچه زودتر "گروه فیلم‌های بی‌فرهنگ" نیز با همین عنوان به وجود آید و جشنواره‌ای برای آن ها به وجود آید و "زرشک زرین" نیز که امروز برای ربودنش رقابت از هر زمان دیگری شدید تراست، به محصولات شایسته و فرح بخش سینمای "ملی" ایران که در عین نارضایتی ملت همچنان به حیات انگلی و ننگین خود ادامه می‌دهد، با عزت و احترام فراوان اهدا شود و حمایت‌های بی حساب و کتابی که در طول سال‌ها نثار چنین خزعبلاتی شده، جایگاه خودرابیابد.

در پایان این نامه آمده: خوش بختانه  فهم تماشاگر ما هنوزتا سطح تهیه‌کنندگان فیلمفارسی  پایین نیامده و به رغم کوشش مافیای تولید، مافیای سینمادار و مافیای سینمایی‌نویس که در حقارتی وصف ناپذیر، ذره بین به دست به دنبال "ساختار فیلمفارسی" می‌گردد، هنوز فرق بین فیلم جدی و مهمل را تشخیص می‌دهند. میعاد ما با مشتاقان فیلم جدی، حتی در میان لجن نیز پابرجاست. شب‌های ما هنوز روشن است و صداهایمان همچنان رساست. ما آیندگانیم.

تاریخ انتشار، تهران: ۱۶:۴۵  ,  ۱۳۸۸/۰۸/۰۱

--------------------------------------------------------------------------------
امانت داری و اخلاق مداری
استفاده از اين خبر فقط با ذکر منبع " خبرگزاري مهر " مجاز می باشد

© 2003 Mehr News Agency